سد پرس ،تاریخ تحولات تمدنی همواره با تغییر در ماده محرک اقتصاد گره خورده است و اکنون در میانه دهه سوم قرن بیستویکم، گزارش ۲۰۲۶ آژانس بینالمللی انرژی (IEA) از یک چرخش تاریخی پرده برمیدارد که فراتر از یک تغییر ساده در سبد سوختی است. ما در حال تماشای غروب تدریجی قرن نفت و طلوع قرن برق هستیم؛ جایی که دیگر نه لولههای نفت، بلکه کابلهای مسی و فیبرهای نوری مرزهای قدرت را تعیین میکنند. سال گذشته جهان با جهشی خیرهکننده حدود ۸۰۰ تراواتساعت به مصرف برق خود افزود؛ رقمی که درک عظمت آن ساده نیست، مگر آنکه بدانیم این میزان معادل کل مصرف سالانه چندین کشور پیشرفته صنعتی است که تنها طی ۱۲ ماه به تقاضای جهانی اضافه شده است.
این اشتهای سیریناپذیر برای الکترونها بیش از هر چیز مدیون دو نیروی محرک عظیم است؛ از یک سو انقلاب حملونقل برقی با سهم ۳۸ درصدی در رشد مصرف، شریانهای جابهجایی را به شبکه برق متصل کرده و از سوی دیگر مراکز داده و پردازشگرهای هوش مصنوعی با سهم ۱۷ درصدی به عنوان شتابدهندهای عمل میکنند که تمام پیشبینیهای گذشته را به چالش کشیدهاند. در کنار اینها تغییرات اقلیمی و نیاز مبرم به سیستمهای سرمایشی و پمپهای حرارتی در ساختمانها عملاً خانهها را از سوختهای فسیلی جدا و به شبکه سراسری متصل کرده است. این تغییر پارادایم در ایالات متحده به شکلی ملموستر خود را نشان داد جایی که مصرف برق در سال ۲۰۲۵ رشدی ۲ درصدی را تجربه کرد؛ عددی که شاید در ظاهر کوچک به نظر برسد اما بیش از سه برابر میانگین رشد سالانه این کشور در دهه گذشته است. نکتهای که استراتژیستهای انرژی را به تامل واداشته این است که حدود ۵۰ درصد از این رشد در آمریکا مستقیماً ناشی از گسترش زیرساختهای هوش مصنوعی و دیتاسنترهای غولآسایی است که به قلب تپنده اقتصاد دیجیتال بدل شدهاند.
اما این تازه آغاز یک ماراتن طولانی است؛ آژانس بینالمللی انرژی با نگاهی به افق ۲۰۳۰، پیشبینی میکند که تقاضای جهانی برق با نرخ میانگین ۳.۶ درصد در سال رشد کند. این یعنی جهان باید خود را برای اضافه شدن ۱۱۰۰ تراواتساعت مصرف جدید در هر سال آماده سازد؛ به طوری که کل تقاضای جهانی از محدوده ۲۸ هزار تراواتساعت فعلی به مرز ۳۳ هزار و ۶۰۰ تراواتساعت در پایان این دهه میلادی خواهد رسید. اگرچه نفت و گاز هنوز از صحنه خارج نشدهاند اما موتور اصلی رشد اقتصادی دیگر از چاههای فسیلی تغذیه نمیکند، بلکه بر ستونهایی چون شبکههای هوشمند باتریهای لیتیومی و مراکز داده استوار شده است. در این نظم نوین امنیت ملی و اقتدار اقتصادی دیگر تنها در گرو داشتن ذخایر زیرزمینی نیست، بلکه به توانایی کشورها در توسعه زیرساختهای دیجیتال و پایداری شبکه برق گره خورده است. واقعیت گریزناپذیرِ دوران ما این است که هرچه هوش مصنوعی در تاروپود زندگی بشر نفوذ بیشتری پیدا کند برق به ارزشمندترین دارایی استراتژیک جهان تبدیل خواهد شد و کشورهایی که امروز در این مسابقه زیرساختی عقب بمانند، سهمی از نقشه قدرت آینده نخواهند داشت.








