سد پرس ،
نتیجه را میتوان در همان چیزی دید که ابتدا زنگ خطر را در بیدخون به صدا درآورد؛ سوختن مکرر کابلها و کلیدهای یک پست عمومی
برقخواری و قاچاق برق این است؛ هزینهای که مردم برای سود یک نفر میپردازند
برق تولید و توزیعشده در شبکه، متعلق به همه مشترکان است. زمانی که فردی با استفاده غیرمجاز و سنگین از این انرژی، فعالیت اقتصادی خود را پیش میبرد، هزینه این رفتار فقط به صنعت برق تحمیل نمیشود. این خیانت به وطن و سرمایه های ملی مردم سرزمین است که هزینه آن را مردم می پردازند.
اگر تجهیزات شبکه تحت فشار قرار گیرند، اگر یک پست دچار آسیب شود یا اگر ظرفیت شبکه در یک منطقه کاهش پیدا کند، نخستین کسانی که آسیب میبینند، مشترکان عادی و مردم همان منطقهاند.
به همین دلیل، برخورد با مراکز غیرمجاز استخراج رمزارز، صرفاً برخورد با چند دستگاه یا یک فعالیت اقتصادی غیرمجاز نیست؛ دفاع از ظرفیت محدود شبکه و حق مشترکانی است که برق را برای زندگی، کار، درمان و تولید میخواهند.
مردانی که در خط مقدم میایستند.
در این میان، یک واقعیت کمتر دیدهشده نیز وجود دارد.
کارکنان صنعت برق، بهویژه نیروهای عملیاتی و مدیران شهرستانی، در سختترین شرایط جوی و عملیاتی باید برای حفظ پایداری شبکه به میدان بروند.
در روزهایی که گرمای جنوب از ۵۰ درجه عبور میکند، آنها کنار پستها، خطوط و تجهیزات شبکه حاضر میشوند؛ برای رفع حادثه، پیشگیری از خاموشی و مقابله با مصرفهای غیرمجاز.
حادثه عسلویه یادآور همین واقعیت است؛
وقتی یک مدیر برق برای دفاع از شبکه و جلوگیری از تضییع حق مردم وارد میدان میشود، نباید هزینه انجام وظیفهاش خشونت و ضربوشتم باشد.
صنعت برق امروز بیش از همیشه به همکاری مردم، حمایت دستگاههای مسئول و برخورد قاطع با متخلفانی نیاز دارد که در حساسترین روزهای سال، امنیت و پایداری شبکه را برای منافع شخصی به خطر میاندازند.
مدیر برق عسلویه در جریان انجام وظیفه مورد ضربوشتم قرار گرفت؛ اما اصل ماجرا این است که پشت این حادثه، شبکهای ایستاده که برای روشن نگه داشتن چراغ خانههای مردم، هر روز در سختترین شرایط تابستان میجنگد.
و این، مظلومانهترین تصویر از خدمت در صنعت برق است.









