سد پرس ،چندی پیش وزیر نیرو در آستانه هفته دولت در گفتوگو با روزنامه ایران، به مرور مهمترین تلاشها و دستاوردهای وزارت نیروی دولت چهاردهم پرداخت که در ادامه میخوانید:
آقای وزیر! فاصله مرداد ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ برای صنعت آب و برق، دورهای عادی نبود. کشور هم جنگ ۱۲ روزه را پشت سر گذاشت و هم جنگ رمضان را تجربه کرد. در چنین شرایطی چگونه میان تأمین فوری برق و حفاظت از زیرساختهای حساس تعادل برقرار کردید؟
واقعیت این است که مدیریت انرژی در دوره جنگ، فقط به این معنا نیست که میزان تولید و مصرف را با هم متعادل کنیم. در چنین شرایطی باید همزمان چند مسأله را ببینیم؛ باید برق مردم و مراکز حیاتی تأمین شود، شبکه در برابر اختلالهای ناگهانی پایدار بماند و از زیرساختهای تولید و انتقال نیز حفاظت شود. این مجموعه، کار را بسیار پیچیده میکند.
در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، زیرساختهای تولید و انتقال انرژی با تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم روبهرو شدند. از همان ابتدا، اولویت ما این بود که نگذاریم شبکه از تعادل خارج شود. اگر شبکه برق در شرایط بحرانی دچار فروپاشی شود، مسأله فقط خاموش شدن خانهها نیست؛ آبرسانی، بیمارستانها، مخابرات، حملونقل، مراکز امدادی و بسیاری از خدمات دیگر نیز با مشکل مواجه میشوند.به همین دلیل، تلاش کردیم حاشیه اطمینان شبکه را افزایش دهیم. افزایش ۹۷۷۴مگاواتی ظرفیت تولید برق، بخشی از همین برنامه بود. این ظرفیت اضافه، مانند یک لایه دفاعی برای شبکه عمل کرد و به ما امکان داد در لحظات حساس، از خاموشی گسترده یا همان بلکاوت جلوگیری کنیم.
البته فقط بر افزایش تولید تکیه نکردیم. تقویت واحدهای موجود، توسعه ظرفیتهای پراکنده، مدیریت بار و آماده نگه داشتن مسیرهای جایگزین نیز همزمان دنبال شد. هدف این بود که اگر انتقال برق در بخشی از کشور با مخاطره روبهرو شد، شبکه همچنان بتواند برق بخشهای حیاتی و مصرفکنندگان متعارف را تأمین کند.
افزایش ۹۷۷۴ مگاواتی ظرفیت تولید در یک سال، آن هم در شرایط جنگ و کمبود منابع مالی، عدد بزرگی است. این افزایش ظرفیت از چه مسیرهایی به دست آمد؟
رسیدن به این میزان افزایش ظرفیت در سالی که هم با آثار جنگ روبهرو بودیم و هم محدودیتهای جدی مالی داشتیم، نتیجه مجموعهای از اقدامات فنی و مدیریتی بود. ما نمیتوانستیم منتظر بمانیم تا همه منابع مالی مورد نیاز فراهم شود و بعد کار را آغاز کنیم. شبکه هر روز به ظرفیت تازه نیاز داشت و زمان هم به سود ما نبود.
شبکه کمک کرد. شاید این اصطلاح فنی باشد، اما معنای سادهاش این است که شبکه در برابر نوسانهای ناگهانی مقاومتر میشود و با هر حادثهای، بهسرعت تعادل خود را از دست نمیدهد. در شرایط جنگی، همین چند ثانیه یا چند دقیقه واکنش سریع میتواند از گسترش خاموشی جلوگیری کند.
در کنار نیروگاههای حرارتی، ۱۹۷۴مگاوات ظرفیت نیز از طریق رفع محدودیت نیروگاههای بخاری و ارتقای واحدهای گازی ایجاد شد. آیا این اقدام بخشی از برنامه پدافند غیرعامل بود؟
بله، این بخش ارتباط مستقیمی با امنیت انرژی و پدافند غیرعامل داشت. واحدهای گازی، بویژه به دلیل قابلیت راهاندازی سریع، در مدیریت بحران بسیار مهم هستند. ممکن است در شرایط عادی، برخی از این واحدها با تمام ظرفیت کار نکنند یا به دلایل فنی با محدودیت روبهرو باشند؛ اما در زمان بحران، هر مگاوات ظرفیت آماده میتواند تعیینکننده باشد.
ارزشمند بود. الگوی مصرف در شرایط جنگی ممکن است ناگهان تغییر کند؛ جمعیت در بعضی شهرها افزایش پیدا میکند، فعالیت برخی مراکز بیشتر میشود و ممکن است در نقطهای از کشور بار شبکه بهسرعت بالا برود. اگر این تغییرات بهموقع دیده نشوند، خطر خروج تجهیزات یا گسترش اختلال وجود دارد.
نصب ۲.۷ میلیون کنتور هوشمند به ما امکان داد مصرف را با دقت بیشتری رصد کنیم و بهجای تصمیمهای گسترده و یکسان، مدیریت هدفمندتری داشته باشیم. این کنتورها فقط وسیلهای برای صدور صورتحساب نیستند؛ بخشی از سامانه کنترل و مدیریت لحظهای تقاضا محسوب میشوند.
وقتی مدیر شبکه بداند بار اضافی دقیقاً در کجا ایجاد شده، میتواند پیش از آنکه مشکل گسترش پیدا کند، اقدام کند. همین دید لحظهای کمک کرد از ریزش توان در مناطق حساس و تبدیل اختلالهای محدود به خاموشی گسترده جلوگیری شود.
استفاده از لیمیترها یا همان محدودکنندهها برای کنترل مصرفهای نامتعارف چه نقشی در حفظ پایداری شبکه داشت؟
در شرایط عادی شاید چند کیلووات مصرف اضافه چندان مهم به نظر نرسد، اما وقتی شبکه در وضعیت بحرانی قرار دارد، مجموع همین مصرفها میتواند فشار زیادی ایجاد کند. در دوره جنگ، هر میزان برقی که از مصرف غیرضروری کم شود، میتواند برای یک بیمارستان، مرکز امدادی، ایستگاه پمپاژ یا زیرساخت ارتباطی مورد استفاده قرار گیرد.
دلیل، حتی در دورهای که بخش زیادی از ظرفیت مدیریتی کشور درگیر جنگ بود، نمیتوانستیم برنامههای آب را متوقف کنیم.
در قالب برنامه راهبردی کاهش ناترازی آب، پنج برنامه اصلی و ۴۹ اقدام عملیاتی تعریف شد. هدف این بود که مدیریت آب را از حالت واکنشی خارج کنیم. نباید صبر کنیم تا یک شهر وارد مرحله بحرانی شود و بعد به فکر تأمین آب آن بیفتیم؛ باید پیش از رسیدن به آن نقطه، منابع، مصرف و زیرساختها را مدیریت کنیم.
بخشی از این برنامه به مدیریت تقاضا و حفاظت از منابع اختصاص داشت و بخش دیگری شامل اصلاحات نهادی و بهبود فضای کسبوکار در صنعت آب بود. برای کاهش ناترازی، فقط ساخت سد یا خط انتقال کافی نیست؛ سرمایهگذاریها نیز باید به سمتی بروند که بیشترین اثر را بر پایداری منابع داشته باشند.
در شرایط جنگی، ممکن است اجرای برخی پروژهها با تأخیر مواجه شود یا دسترسی به منابع مالی و تجهیزات دشوارتر شود. به همین دلیل، حفظ ذخایر راهبردی آب و مدیریت دقیق مصرف اهمیت بیشتری پیدا میکند. تلاش ما این بود که حتی اگر پروژهای به دلیل شرایط جنگی کند شد، امنیت آبی مناطق حساس آسیب نبیند.
براساس گزارش عملکرد وزارت نیرو، سطح زیر پوشش شبکههای آبیاری و زهکشی ۷۰ هزار و ۵۹۶ هکتار افزایش یافته است. این اقدام چه ارتباطی با امنیت غذایی در دوره جنگ دارد؟
امنیت غذایی و امنیت آب و انرژی به یکدیگر وابستهاند. در زمان جنگ، اگر تولید محصولات کشاورزی دچار اختلال شود، کشور علاوه بر فشار امنیتی، با فشار اقتصادی و معیشتی نیز روبهرو خواهد شد. بنابراین، حفاظت از تولید غذا بخشی از برنامه تابآوری کشور است.
افزایش ۷۰ هزار و ۵۹۶ هکتاری سطح زیرپوشش شبکههای آبیاری و زهکشی، به این معناست که آب با نظم و بهرهوری بیشتری در اختیار بخش کشاورزی قرار میگیرد. هدف صرفاً افزایش سطح زیر کشت نیست؛ مهم این است که با حجم آب کمتر یا با جلوگیری از هدررفت، تولید موجود حفظ شود.
در شرایط تنش آبی، اگر شبکههای آبیاری کارآمد نباشند، بخش زیادی از آب پیش از رسیدن به مزرعه از دست میرود. اصلاح و توسعه این شبکهها کمک میکند فشار بر منابع آب شیرین کاهش یابد و کشاورزان نیز در دورههای کمآبی، امکان حفظ تولید را داشته باشند.
در دوران جنگ، چنین اقدامی مستقیماً با امنیت غذایی پیوند میخورد. ما باید مانع آن میشدیم که کمبود آب به خشک شدن زمینهای کشاورزی، کاهش ناگهانی تولید و شکلگیری چالش تأمین غذا منجر شود. توسعه شبکههای آبیاری و زهکشی، بخشی از تلاش برای حفظ پایداری تولید در همین شرایط بود.
احداث مخازن ذخیره آب و بهرهبرداری از ۸۵ ایستگاه پمپاژ جدید، در عمل چه تغییری در مدیریت بحران ایجاد کرد؟
ما در بخش آب با دو نوع خطر روبهرو بودیم: خطر نخست، کمآبی ساختاری و ناترازی مزمن منابع و مصارف بود. خطر دوم نیز احتمال آسیب دیدن خطوط، تأسیسات یا منابع اصلی آب در جریان جنگ بود. برای مقابله با هر دو خطر، باید در نقاط مختلف شبکه حاشیه اطمینان ایجاد میکردیم.
مخازن ذخیره آب، همین حاشیه اطمینان را فراهم میکنند. اگر جریان آب در یک خط انتقال برای مدتی متوقف شود، مخزن به ما فرصت میدهد تا زمان رفع مشکل، نیازهای حیاتی را تأمین کنیم. بدون مخزن، هر اختلالی میتواند خیلی سریع به کاهش فشار یا قطع آب منجر شود. راهاندازی ۸۵ایستگاه پمپاژ نیز به پایداری فشار و توزیع آب در مناطق مختلف کمک کرد. این ایستگاهها باعث میشوند شبکه انعطاف بیشتری داشته باشد و آب در شرایط متفاوت، بهتر میان مناطق توزیع شود.
ما این زیرساختها را بافرهای امنیتی شبکه میدانیم. شاید در روزهای عادی نقش آنها چندان به چشم نیاید، اما در لحظه بحران، همین مخزن یا ایستگاه پمپاژ میتواند مانع قطع آب یک شهر، روستا یا مرکز حیاتی شود.
وزارت نیرو از اجرای ۷۳ پروژه «گذر از تنش آبی» خبر داده است. هدف اصلی این پروژهها چه بود؟
هدف این پروژهها آن بود که مناطق آسیبپذیر، کمتر به یک منبع یا یک مسیر انتقال وابسته باشند. وقتی آب یک شهر فقط از یک سد، یک چاه یا یک خط لوله طولانی تأمین شود، هر اختلالی در آن منبع یا مسیر میتواند کل شهر را با مشکل روبهرو کند.
در شرایط جنگی، این وابستگی یک نقطه ضعف راهبردی است. بنابراین، در پروژههای گذر از تنش آبی تلاش کردیم منابع و مسیرهای تأمین را متنوع کنیم، ظرفیتهای محلی را افزایش دهیم و زیرساختهای جایگزین ایجاد کنیم. این ۷۳ پروژه بر اساس شرایط هر منطقه تعریف شد. ممکن است در یک نقطه، ساخت مخزن اولویت داشته باشد؛ در منطقهای دیگر، تکمیل خط انتقال، حفر یا تجهیز چاه، افزایش ظرفیت تصفیهخانه یا اصلاح شبکه ضروری باشد. نسخه واحدی برای همه شهرها وجود ندارد.
نتیجه مورد انتظار این است که اگر منبع اصلی یک منطقه با کاهش آب یا حادثه امنیتی روبهرو شد، خدمترسانی بهطور کامل متوقف نشود. به بیان دیگر، هدف پروژههای گذر از تنش آبی، افزایش استقلال نسبی و تابآوری محلی است.
توسعه ۶۴۱۲ کیلومتر خط انتقال و توزیع آب چگونه آسیبپذیری شبکه را کاهش میدهد؟ آیا طولانیتر شدن شبکه، خود به معنای افزایش نقاط آسیبپذیر نیست؟
اگر توسعه شبکه فقط به معنای اضافه کردن یک خط طولانی و منفرد باشد، بله، ممکن است نقاط آسیبپذیر نیز بیشتر شوند. اما رویکرد ما صرفاً افزایش طول خطوط نبود؛ هدف این بود که شبکه از حالت تکمسیره خارج شده و امکان استفاده از مسیرهای جایگزین فراهم شود.
در زیرساختهای حیاتی، شبکهای بودن اهمیت زیادی دارد. اگر آب فقط از یک خط به مقصد برسد، قطع همان خط خدمترسانی را متوقف میکند. اما اگر مسیرهای متنوع و اتصالات کافی وجود داشته باشد، میتوان جریان را از مسیر دیگری هدایت کرد.
خدمت بازگردند. تابآوری دقیقاً همین است: مقاومت، سازگاری و بازیابی سریع.
بعد از تجربه دو جنگ و یک سال محدودیت شدید اقتصادی مهمترین درسی که وزارت نیرو برای آینده گرفته، چیست؟
بزرگترین درس این بود که پایداری از دل تنوع و هوشمندسازی بیرون میآید. در دنیای امروز، بهویژه وقتی کشور با تهدیدهای امنیتی و محدودیتهای مالی روبهرو است، نمیتوان فقط به چند نیروگاه بزرگ، خطوط انتقال طولانی و ساختارهای کاملاً متمرکز تکیه کرد. تجربه سال گذشته نشان داد باید مجموعهای از راهکارها را همزمان به کار گرفت. توسعه ۴۲۰۰ مگاوات انرژی تجدیدپذیر، تولید برق را پراکندهتر کرد. ارتقای نیروگاههای موجود و رفع محدودیت واحدها، بدون نیاز به سرمایهگذاری بسیار سنگین، ظرفیت قابل اتکای شبکه را افزایش داد. نصب میلیونها کنتور هوشمند فهام و استفاده از لیمیترها نیز امکان مدیریت دقیقتر مصرف را فراهم کرد. در بخش آب نیز ایجاد مخازن ذخیره، راهاندازی ایستگاههای پمپاژ، گسترش خطوط انتقال و اجرای پروژههای گذر از تنش آبی به ما کمک کرد وابستگی مناطق به یک منبع یا مسیر واحد کاهش یابد. ما به این جمعبندی رسیدیم که زیرساخت آینده باید چند ویژگی را همزمان داشته باشد: در برابر حمله فیزیکی، به دلیل پراکندگی مقاوم باشد؛ در برابر کمبود منابع مالی، با ارتقای ظرفیتهای موجود کارآمد عمل کند و در برابر تغییر ناگهانی تقاضا، به کمک ابزارهای هوشمند واکنش نشان دهد. برنامه آینده وزارت نیرو بر همین «تابآوری چندگانه» استوار خواهد بود. باید شبکهای بسازیم که فقط برای روزهای عادی طراحی نشده باشد؛ شبکه باید در سختترین روزها نیز بتواند خود را با شرایط تازه تطبیق دهد، خدمات حیاتی را حفظ کند و پس از هر آسیب، در کوتاهترین زمان ممکن به وضعیت پایدار بازگردد.









