تاریخ : جمعه, ۴ اسفند , ۱۴۰۲ Friday, 23 February , 2024
5
گزارش ویژه سدپرس :

سیل راه آهن جنوب را بست / بررسی سیلاب هفت بهمن ۱۳۴۷ اهواز

  • کد خبر : 10623
  • 04 آذر 1402 - 10:43
سیل راه آهن جنوب را بست / بررسی سیلاب هفت بهمن ۱۳۴۷ اهواز
به گزارش سدپرس : در طول تاریخ شهرنشینی در جلگه خوزستان شهرها و تمدنهای مهمی در کنار رودخانه های این جلگه پدید امدند و با بهره برداری از خوان نعمت الهی و سفره پهن شده برکت آب،قرنهاست، تاریخ با شکوهی را شکل دادند.

سرویس یادداشت / بررسی : بابک شهنی دارابی : این رودخانه مهربان ،گاهی شکل جنگجوی خشمگین را بر خود گرفته، با ابرها این اربابان آسمانی متحد شده، سیلابی شده ، به تاخت بر زمین رانده اند و رنگ خود را از آبی خوشرنگ به قهوه ای نغییر داده، بر آن چه که بوده و هست و آدمی ساخته، روکشی پر از گل و لای  کشیده و مردم را در حسرت و حیرت وانهاده اند و رفته اند. آدمی برای مهار این کاروان پرشمار کارونیان،  سدهای عظیمی ساخته تا  آنها را در گذرگاه کوهستانی محبوس سازد و زمان آزادی آنها را از بند سدها را خود تعیین کند و با این کار تلاش کرده تا رودخانه ای همیشه آبی برای ما و نسلهای بعدی بسازد .سیلابها همیشه پرمخاطره بوده اند . در تواریخ قدیمی مانند طبری و بیهقی نیز مورخ از شهرهای عبور کرده وکه زمانی آباد و خرم بودند و ناگاه سیلی خروشان آنها را به درون کتابهای تاریخ رانده است. ما برای بررسی عظیم ترین و تاریخی ترین سیلاب ثبت شده در طول دوره آماری ثبت شده، ناچار رخت سفر می پوشیم .این سفر اما در مکان نیست ما همینجایی که هستیم می مانیم، ولی مانند مورخان در زمان سفر می کنیم. از گذرگاه تاریخ نیم قرن به عقب بر می گردیم و به اهواز سال ۴۷ می رویم و ببینیم دقیقا نیم قرن پیش چه اتفاقی افتاد که پدران ما از خاطراتش و قایق سواری برای رسیدن به مدرسه و محل کار و تبدیل اهواز به یک ونیز جنگزده بارها گفتند.

اهواز ابتدای بهمن سال ۴۷ شهری که گرمای شدید تابستان و هوای دلپذیر پاییز را گذرانده بود. مکان فعلی چهارشیر ورودی اصلی شهر بود و در سمت زیتون کارمندی و کورش(کوی ملت)، عده ای کارگر در حال کار و ساخت منازل مسکونی بودندبخش عمده شهر آسیاباد حصیرآبد دروازه و نیوساید بود و در این سمت رودخانه خبری از محلات  گلستان  و بوستان و پردیس نبود و هنوز یک دهه تا واگذاری زمینهای شهری در این مناطق فاصله بود.اما امانیه و دانشگاه وجود داشتند.

در ابتدای بهمن۴۷ بارندگیها شروع شد و به نظر اوضاع معمولی بود . دی ماه خبر خاصی نبود. در طول سالهای گذشته سیلاب عظیمی رخ نداده بود و حتی بین سالهای ۳۷ تا ۴۵  خشکسالی اتفاق افتاده بود . البته اغلب مردم آن زمان احتمالا اتفاقات اردیبهشت ۱۳۳۶ و افزایش شدید آب را به یاد داشتند، که البته ما می دانیم، در اردیبهشت ۳۶ دبی رودخانه به ۳۳۰۰ متر مکعب بر ثانیه رسیده بود و با توجه به اینکه در آن زمان کنار رودخانه فقط نیزار بود آن سیل حریم رودخانه را فقط در بر گرفته بود و برای شهر خسارت زیادی به بار نیاورده بود. نسل حاضر البته می داند که سرو کله بلوار ساحلی ها از ابتدای سال ۷۳ پیدا شد و قبل از آن در کنار رودخانه کارون  تا چندصد متر فقط نیزار بود و کسی جرات نزدیک شدن و فعالیت  نداشت. درآن زمان فقط سد دز وجود داشت، که از عمرش ۶ سال می گذشت . وقتی بارندگی در کوهستان از حد گذشت، هشدارها شروع شد. اوج پیک سیلاب در سد دز در روز ۳ بهمن رخ داد و دبی روزانه به ۳۲۷۰ متر مکعب بر ثانیه رسید.اما سد دز سیل را کنترل کرد و خروجی آن تنها ۱۲۰۰ بود .در حوضه کارون در ان روز هنوز اوضاع هنوز خیلی بحرانی نبود.اما یک اتفاق عجیب معادلات را برهم زد . در حالیکه در شالو (محل فعلی سد کارون سه) دبی تنها  ۱۷۰۰ بود.و شرایط ظاهرا تحت کنترل بود . ناگهان محاسبات  بر هم خورد .در گتوند دبی روزانه به شدت رو به افزایش رفت. بارندگی در لالی و اندیکا چنان سنگین بود، که حوضه میانی بین شالو تا گتوند بی سابقه ترین روانابش را روانه پایین دست و اهواز کرده بود و دقیقا همه غافلگیر شدند.کاری نمی شد کرد. در ان زمان حتی یک سد روی کارون وجود نداشت و در حالیکه سد دز مقاومت خوبی کرده بود، اما لشکر آسمانی از حوضه میانی روانه اهواز بود، تا تاریخ را بنویسد. باران در ایذه، لالی و اندیکا قرار نبود توقف کند. در زمانی که خبری از پیش بینی هواشناسی و مدلهای کنترلی سیلاب نبود همه تسلیم شده بودند از گتوند نیز خبرهای خوبی نمی آمد .دبی روزانه در روز ۵ بهمن به ۵۰۷۷ متر مکعب بر ثانیه رسید و دبی ساعتی از ۶۱۰۰  گذشت . معمولا پیکهای حوضه میانی بین محل فعلی سد شهید عباسپور و محل کنونی سد گتوندعلیا، سریع تمام می شوند ولی این بار این گونه نبود.این در حالی بود که سیلاب در شالو حداکثر به ۲۵۰۰ متر مکعب بر ثانیه رسیده بود و سیلاب عظیمی نبود ولی بارندگی لالی و حوالی همه چیز را تشدید کرد .در این میان احتمالا ترس چنان بر همه مستولی شده بود، که سد دز در روز ۵ بهمن اقدام به رهاسازی ۱۵۷۸متر مکعب بر ثانیه کرد تا خطری دچار سد دز نشود و این میزان آب با آبی که از کارون و به خصوص شورلالی و  رودهای حدفاصل شالو تا گتوند که همگی به شدت فعال شده بودند، ترکیب شده و روانه اهواز شدند. در روز ۶ بهمن سد دز دست به یک ریسک حساب شده زد و خروجی اش را ۱۰۰۰ مترمکعب بر ثانیه  کم کرد این امر کمک زیادی کرد هرچند تاحدی کار از کار گذشته بود، تراز سد ۳۴۴ شده بود و همه از سیل بعدی و ادامه بارندگیها می ترسیدند. چیزی که دیگر رخ نداد.

ادامه سیلاب در مناطق نفتخیز، قربانیان سیل خوزستان به شصت نفر رسید. شهر شوش تخلیه شد و مردم به ارتفاعات پناه بردند. پنجم بهمن ماه روزنامه ها گزارش دادند که تاکنون ۱۸جسد از رودخانه کارون گرفته شده

بارش تمام شد. اما حجم رواناب به طور وحشتناکی به اهواز رسید. در روز ۵ بهمن ۴۷، ساعت ۷ صبح دبی در اهواز از ۴۰۰۰ مترمکعب بر ثانیه  عبور کرد. این هنوز قابل تحمل بود، اما روند افزایشی ادامه یافت و  سرانجام دبی درنیمه شب ۷ بهمن ۴۷ به ۶۶۷۰ مترمکعب بر ثانیه  رسید .اشل در اهواز به به ۶٫۷ رسید . شهر به زیر آب رفت و عملا تعطیل شد . مدارس سه هفته تعطیل شد مردم ناچار به قایق سواری شدند .

روزنامه اطلاعات در شماره روز دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۴۷ شماره ۱۲۸۰۱ تیتر زد؛ سیل اهواز را خانه به خانه تسخیر می کند.: مردم اهواز از ترس سیل دسته دسته از شهر خارج می شوند.

سیل خوزستان به یک فاجعه تبدیل شده و خطر طغیان فرات خرمشهر را تهدید می کند. هشت هزار سیل زده در مساجد سکونت داده شده اند و در شرایطی که دریچه های سد از نو باز شده، جریان آب آشامیدنی شهر اهواز به کلی قطع شده است. در چنین شرایطی سیل باعث هجوم مارها به مناطق مسکونی شوشتر شد و روزنامه ها نوشتند که ظرف دو روز گذشته اهالی صدها مار را کشته اند. جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران پنج اردوگاه در اهواز، خرمشهر، سوسنگرد، دزفول و بندر شاهپور دایر کرد.

 

در روز ۱۰ بهمن دبی رودخانه به ۳۰۰۰ مترمکعب بر ثانیه  کاهش یافت و دروز ۱۷  بهمن به ۱۷۳۱ مترمکعب بر ثانیه  رسید اما آبی که که بر شهر  جاری شده بود به این زودیها تخلیه نشد مناطقی از اهواز شامل چهارصد دستگاه، باشگاه قایقرانی، محله کولی ها، باشگاه کلوپ شنا، تصفیه خانه گلستان و باغات شاه در محاصره سیل قرار گرفتند. در همان روز ششم بهمن ماه، در مسیر  شوشتر به دزفول اتوبوسی با ۴۳ سرنشین بکام سیل کشیده شد و در آن حادثه سه نفر جان باختند. همچنین چهل نفر به وسیله هلی کوپترهای گشتی ارتش و شیر و خورشید از مرگ حتمی نجات یافتند و مجروحین حادثه به بیمارستان شرکت نفت در آبادان منتقل شدند.

با هم تصاویری از این رخ داد بی سابقه را می بینیم .

. لازم به ذکر است رودخانه کارون در ابتدای دهه هفتاد سیلابهای به مراتب بدتری را دید. ولی وجود سد شهید عباسپور در ان زمان که از سال ۵۶ وارد مدار شده بود، از بروز حادثه مشابه سال ۴۷ جلوگیری کرد. در اردیبهشت ۷۲، دبی اهواز به ۴۹۰۰ مترمکعب بر ثانیه  رسید و در آذر ۷۳ نیز دبی به ۳۵۰۰ مترمکعب بر ثانیه  رسید، که البته اگر سد شهید عباسپور و دز نبودند، سیل بدتری نسبت به سال ۴۷ می شد ،کما اینکه در همان زمان در کرخه که بدون حفاظ و سد بود تمام شهرها دچار ابگرفتگی شدند.البته نکته پایانی این است که آوردسال آبی ۴۷-۴۸ در حوضه دز در رده ششم و در حوضه کارون مقطع شالو در رتبه سیزدهم طول آماری بود که سال چندان پرآبی از لحاظ کل آورد سالانه نبوده است. و این دو نکته را به همراه دارد. تمرکز بارندگی در یک زمان خاص یعنی پنج روز نخست بهمن ماه ۴۷ و دوم اینکه فعالیت شدید بارشی در یک نقطه خاص یعنی حوضه میانی میان شالو تا گتوند به ویژه لالی است، که حادثه ۷ بهمن را رقم زد .اهواز مصیبت زده آن زمان را رها می کنیم و به زمان حاضر می آییم . اکنون وجود این سدها غنیمت بزرگی است و کمک بزرگی به ما برای حفاظت از سیلاب و ذخیره سازی منابع محدود و باارزش آب می کند. اما مدیریت مصرف و استفاده بهینه از منابع آب ذخیره شده پشت سدها را نباید در این پرآبی کوتاه مدت فراموش کنیم.بیایید  کاری کنیم همیشه رنگ آسمان و رودخانه آبی باشد.

 

نویسنده :

بابک شهنی دارابی

 

لینک کوتاه : https://sadpress.ir/?p=10623

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.