در گفتوگوی اختصاصی سدپرس، دکتر مهدی قمشی استاد مهندسی منابع آب دانشگاه شهید چمران اهواز، دیدگاههای خود را درباره وضعیت کنونی پروژه سد بختیاری و سیاستهای ساختوسازهای آبی کشور تشریح کرد. وی تأکید کرد که با وجود کاهش آورد رودخانهها، ساخت سد بختیاری از نگاه فنی و مدیریتی همچنان توجیهپذیر است، اما تنها در صورتی که اهداف آن بهدرستی تعریف شود.
با توجه به تغییر اقلیم و کاهش آورد رودخانهها، آیا فلسفه احداث این سد (سد بختیاری) همچنان از نظر فنی و مدیریتی قابل دفاع است؟
بله، ببینید ضمن قبول این مسئله که تغییر اقلیم سبب کاهش آورد متوسط سالیانه رودخانه ها شده است امّا این را نیز در نظر بگیرید که تغییر اقلیم سبب تغییر الگوی ریزش ها نیز شده است. منظورم این است که از ۸ میلیارد مترمکعب آورد تاریخی رودخانه دز قبلاً بخش مهمی از آن بصورت نزولات برفی بود که باعث می شد در فصل گرم سال به تدریج وارد مسیر رودخانه گردد و به عبارتی کار تنظیم آورد رودخانه تا حدودی انجام می شد ولی اکنون که به واسطه مسئله تغییر اقلیم آورد سالیانه به ۶ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است امّا تقریباً تمام این مقدار بصورت نزولات بارندگی است لذا توان سیل خیزی حوضه را بالا برده است. لذا علی رغم تصور کلی در شرایط فعلی ضرورت ایجاد سد بختیاری از قبل نیز بیشتر شده است. نکته بعدی در این مورد ضریب یا درجه تنظیم آبراهه (DOR) است (نسبت حجم مخزن در مسیر رودخانه به متوسط آورد سالیانه رودخانه می باشد) که علی رغم بسیاری از رودخانه های کشور که این ضریب بالاست (نزدیک ۱۰۰ یا بیشتر است) در رودخانه دز با توجه به حجم فعلی سد دز (۲.۶ میلیارد) حدود ۴۳ درصد است. معنی این جمله این است که سد دز به تنهایی قادر به کنترل آورد سیلاب های دز نیست. لذا برای جلوگیری از خطر سیلاب برای مناطق پایین دست سد دز در فصول بارندگی و همچنین ایجاد شرایط زیست محیطی بهتر برای قسمت انتهایی رودخانه دز (قبل از اتصال به رودخانه کارون) در فصول خشک، ایجاد حجم ذخیره سد بختیاری با قید “بدون در نظر گرفتن هیچ تخصیصی به بخش های مختلف مصرف و یا گسترش کشاورزی در پایین دست” قابل دفاع می باشد.
با این همه توجیه فکر می کنید چرا تا کنون توجه ویژه ای به ساخت این سد نشده است؟
من فکر می کنم در دو دهه اخیر فعالیت های عمده وزارت نیرو بر مدار فشار و لابی و سیاسی کاری پیش رفته است تا کار کارشناسی، و سد سازی نیز از همین رویه تبعیت نموده است. منظورم این است که وزارت خانه و حتی شرکت های مهندسی مشاور تحت تاثیر فشارهای این و آن از راستای منافع ملی و کار کارشناسی فاصله گرفته اند و منافع گروهی و قومی و منطقه ای و شخصی جای آن را گرفته است. مثلاً توجه کنید به پروژه های مهم سد سازی کشور در این چند ساله. سد گوهرنگ سه، سد معشوره، سد خرسان، سد ماندگان، سد چمشیر، سد کوثر، سد پارسیان، به نظر بنده در بین این سدها هیچ کدام به اندازه سد بختیاری دارای توجیه فنی و مهندسی و زیست محیطی نبوده اند امّا به علت موقعیت جغرافیایی تا کنون از این فشارهای ناصواب به دور مانده و همین دلیل کافی بوده که به آن پرداخته نشود و تمرکز روی سدهایی باشد که فاقد توجیه کافی هستند ولی تمرکز فشار روی آنها زیاد است.
تاکید زیاد شما نشان می دهد که خیلی نگران فشارهای و لابی ها و تغییر اهداف سدها هستید، دلیل خاصی دارد؟
بله، چون از این زاویه منافع کشور و منابع آبی کشور بسیار ضربه خورده است. نگاه کنید به سرنوشت مثلاً سد خرسان، که چگونه اهداف اصلی آن که اختصاص حقآبه در آن نبوده است ولی یک شبه اهداف اصلی آن فراموش می شود و انتقال بین حوضه ای آب به فلات مرکزی می شود هدف اصلی، و متاسفانه به همین سادگی و با دستکاری و توجیه شرکت های مشاور خودمان، اهداف اصلی به بوته فراموشی سپرده می شوند. یا سد معشوره، که اصلاً تخصیص کشاورزی در آن نبوده ولی با فشارها و لابی، تشخیص کارشناسی کنار گذاشته می شود و اهداف تغییر می نمایند. یا سد سیمره که حتی تا کامل شدن ساخت نیز تخصیص کشاورزی نداشته است ولی اکنون دارد. یا مصیبتی که اکنون در حوضه ارومیه با خشک شدن دریاچه ارومیه با آن روبرو هستیم. شک نکنید که همین فشارها و لابی های ناصواب، سبب خشک شدن دریاچه شده نه چیز دیگر. توجه کنید همین الان درجه تنظیم (DOR) در رودخانه کرخه حدود ۱۸۰ است یعنی نزدیک به دو برابر آورد رودخانه کرخه مخزن ساخته ایم ولی باز هم در حال ساختن سد و مخزن جدید هستیم. برای همین هم هست که دیگر آبی به سد کرخه که با اهداف بزرگ و سرمایه های ملی ساخته شده نمی رسد و تقریباً در ۹۵ درصد سال ها به حجم ذخیره نرمال خود نرسیده و در آینده نیز نخواهد رسید و حقابه هورالعظیم نیز تامین نخواهد شد ولی وقتی مشکلات هورالعظیم گریبانگیرمان شد (مثل همین روزها) آن وقت سرمان را بالا می گیریم و به زمین و زمان متوصل می شویم که بیایید و مشکل ما را حل کنید و کسی نیست که بگوید خود کرده را تدبیر نیست.
فکر می کنید چرا طرفداران و فعالین زیست محیطی با سد سازی و حتی همین سد بختیاری ساز مخالف می زنند؟
به نظر من طرفداران و فعالین زیست محیطی حق دارند نگران باشند زیرا حکمرانی آب در کشور ما نتوانسته بین سدسازی و تخصیص حقآبه به بخش های مختلف مصرف جدایی ایجاد کند. توسط عوامل فشار هر جا آبی بصورت جمع شده دیده شده به اصطلاح چاهی برای آن کنده اند و حکمرانی آب کشور نیز نتوانسته آنها را متقاعد نماید که این آب در پایین دست صاحبی دارد چه این صاحب اکوسیستم باشد و چه حقابه های توسعه ای دیگر. در حال حاضر ما در کشورمان مقدار تخصیص از آبهای سطحی به بخش های مختلف مصرف از مقدار حجم سدهای ایجاد شده نیز بیشتر است. در حالی که متوسط تخصیص مصرف آب سدها در دنیا در حال حاضر حدود ۶۰ درصد است و در کشور امریکا این مقدار حدود ۲۰ درصد است، این یعنی حدود ۸۰ درصد حجم ذخیره سدها برای مصارف گوناگون کشاورزی، صنعت، و شرب و بهداشت، بکار گرفته نمی شوند و منطورهای دیگری مثل تولید انرژی برقآبی، سیل گیری، تفریحی، کشتیرانی و .. دارند. نتیجه یک چنین مشکلی در کشورمان سبب بدبینی فعالین زیست محیطی شده است و بنده نیز با یک چنین پیشینه ای از حکمرانی آب کشور، قاعدتاً باید جانب احتیاط را در نظر می گرفتم. به همین جهت در سوالات قبلی روی قیود و اهداف سدها، تاکیدهای بیش از حد آورده ام.
مهمترین ملاحظات فنی، زمینشناسی و اقلیمی در طراحی و تکمیل سد بختیاری چیست و چه بازنگریهایی ضروری است؟
تا آنجا که اطلاع دارم مطالعات این سد قبلا بطور کامل انجام شده است ولی با توجه به شرایط جدید اقلیمی شاید نیاز به بررسی مجدد داشته باشد. هر چند در مطالعات سد هیچ تخصیصی به بخش های مختلف مصرف پیش بینی نشده است ولی نکته ای که ایحاد نگرانی کرده مثل خیلی سدهای دیگر دادن تخصیص خارج از اهداف طرح است. اگر این نگرانی بخواهد به واقعیت تبدیل شود نزدن سد بهتر است. پس باید توجه نمود که سد بختیاری باید با اهداف تولید انرژی برقآبی و سیل گیری و اهداف زیست محیطی بسته شود.
ساخت این سد چه پیامدهایی برای اکوسیستم پاییندست و مناطق محلی خواهد داشت؟
به طور کلی زدن سد از نظر زیست محیطی همیشه اثراتی نامطلوب بجای می گذارد. سعی کلی باید بر این باشد که این اثرات کمتر باشند ولی در مورد این سد بجز اثرات سایت سد که ممکن است مشکلات زیست محیطی و اجتماعی داشته باشد امّا با در نظر گرفتن قید “عدم تخصیص آب به بخش های مختلف مصرف” این سد می تواند در شرایط زیست محیطی بستر رودخانه در محل انتهایی رودخانه دز و قسمتهای پایین دستی رودخانه کارون بزرگ، اثرات بهبودی شرایط زیست محیطی داشته باشد و شرایط زیست محیطی را تسکین دهد. بطور کلی با قیود گفته شده به نظر بنده یکی از اهدف مهم این سد می تواند حتی بهبود شرایط زیست محیطی پایین دست نیز ذکر شود.
با توجه به هزینههای سالهای اخیر، آیا رویکردهای نوین مدیریت منابع آب و سازههای کوچکتر میتوانند جایگزین مناسبی باشند؟
بله، ببینید به نظر بنده بطور کلی و اصطلاحاً گلوبال کمی بیش از حد کفایت در کشور ما سد سازی به منظور پیشبرد امور توسعه ای وابسته به آب، ساخته شده است. بنابراین کشور ما برای زدن سدهای ذخیره ای باید دست به عصا حرکت کند هر چند اگر بصورت حوضه ای بررسی شود افراط و تفریط صورت گرفته. یعنی در حوضه هایی مثل حوضه ارومیه و حوضه رودخانه کرخه بسیار زیاده روی شده است و نشانه های مشکلات زیست محیطی در این حوضه ها مسجل و گریز ناپذیر است. در حوضه رودخانه کارون تا به حال متعادل است ولی فعالیت های جدید سدسازی (مثل خرسان و ماندگان و بهشت آباد و کوهرنگ سه) این حوضه را از حالت تعادل خارج خواهد کرد و مشکلات زیست محیطی در این رودخانه رفته رفته نمود بیشتری خواهند داشت. امّا در حوضه ای مثل دز ظرفیت برای یک سد که سد بختیاری باشد وجود دارد. به نظرم به طور کلی سیاست سد سازی در کشورمان باید از هدف توسعه ای منابع آب به سمت اهداف سیل گیری، بهبود شرایط زیست محیطی، و انرژی برقابی جابجایی پارادایم دهد. همین تغییر پارادایم سبب تغییر اساسی در سازه های آبی نیز خواهد شد.
از دیدگاه شما، چگونه میتوان میان توسعه زیرساختی و پایداری محیطزیستی در پروژههای آبی کشور تعادل برقرار کرد؟
به صورت مختصر تغییر توسعه از کشاورزی محور به صنعت. فکر کنم از جواب سوالات قبلی می شود جواب این سوال را نیز استخراج کرد. ولی به طور کلی ما باید توجه داشته باشیم که کشورمان با داشتن حدود ۱۸ میلیون هکتار زمین قابل کشت آبی، امّا از نظر منابع آب شرایطی دارد که قادر به تامین نیاز آبی این مقدار زمین و یا حتی نصف این مقدار نیست. و همین طور اینکه کشورمان با داشتن جمعیت فعلی (۸۶ میلیون نفر) قادر به خود کفایی در همه تولیدات کشاورزی مورد نیاز نخواهد بود. با این حساب کشورمان باید بکارگیری آب را در بخش کشاورزی بسیار محدود نموده و کاهش دهد و استفاده از آب را در بخش صنعت پیگیری کند که هم بهره وری بسیار بیشتر و قابل دفاعی خواهد داشت و هم فشار به منابع آب را کاهش خواهد داد. و از پرتو این تغییر، سهم اکوسیستم از منابع آب که در شرایط فعلی در بخش کشاورزی صرف می شود احصا خواهد شد و بدین ترتیب شرایط پایداری بخش های زیست محیطی متکی به آب قابل دسترس خواهد بود.
به باور دکتر مهدی قمشی، سد بختیاری تنها پروژهای است که در شرایط فعلی میتواند میان نیاز فنی، امنیت سیلابی و ملاحظات زیستمحیطی تعادل برقرار کند. او این سد را نه ابزار توسعهی بیبرنامه، بلکه نماد عقلانیت جدید در مدیریت آب کشور میداند.
📍 گفتوگوی اختصاصی سدپرس – مهر ۱۴۰۴
🖋 تحریریه آب و انرژی سدپرس – حسن کریمی









بهدرستی اشاره شده که پروژههای بزرگی مثل سد بختیاری تنها با نگاه مهندسی معنا پیدا نمیکنند، بلکه نماد مدیریت خردمندانه منابع حیاتی کشورند. اگر این پروژه متوقف شود، آینده تامین انرژی و کنترل سیلاب در غرب کشور به خطر میافتد. حکمرانی علمی در آب یعنی تصمیم شجاعانه در وقت درست.
با وجود اهمیت فنی سد بختیاری، نمیتوان از جنبه زیستمحیطی آن چشم پوشید. تجربه دهههای اخیر نشان داده ساخت سد بدون ارزیابی همهجانبه میتواند به تخریب اکوسیستم و مهاجرت روستاها بینجامد. عقلانیت در حکمرانی آبی زمانی معنا دارد که به تعادل انسان و طبیعت توجه شود، نه صرفاً عدد و سازه.
من کشاورزم از پاییندست کرخه. سالهاست خاکمون تشنهست ولی بالادست هی سد میسازن، اسمشو هم میذارن عقلانیت! اگه این سدها عقلانی بودن، چرا کارون و کرخه شدن شورهزار؟ چرا مزارع ما خشکیده و نخلهامون سوختن؟ تصمیم پشت میز با واقعیت زمین فرق داره. ما تا وقتی آبمون گرو سیاست و سدسازی باشه، عقلانیت سهمی از زندگیمون نداره.